می دونم که تقریبا" نبودم و چیزی ننوشتم پس یک معذرت خواهی گنده. به هر حال امتحانات تموم شد
و حالا من موندم و کلی کار عقب مونده...
امیدوارم مثل همیشه من رو با نظراتون خوشحال کنید....
با تشکر
+
نوشته شده در Fri 30 Jun 2006ساعت 5:33 PM توسط بابک
|
بابک هستم. اهل رشت شهر زیبایی ها. شهر باران بیست و نه سال از دریچه ایی به نام زندگی جهان را دید زده ام با همه ئ خوشی ها و تیره گی هایش. ا ز قرار زیستن در کشوری دیگر ساکنم با همسرم که دوست می دارمش. و یک فرشته کوچک که می پرستیمش . طب خوانده ام . دغدغه هایم رابا زخمه های سازم در میان می گذارم وگهگاهی با ورقهای کاهی که حالا آن هم دیگر مثل همه چیز الکترونیکی است. بی قراری های زمانه را می بینم سرد سهمگین و سخت برای ترسیم که بایدش دید و راوی اش بود که چطور می رود و تا به کجا.........