|
نوشته های بابک طاهررفتار
|
وقتی از هوا پیما پیاده شدیم حس عجیبی داشتم که با بیرون آمدن از سالن ترانزیت دو برابر شد سرمای سوزناک همراه با یخبندان ,صدای خش خش برف و لباس های بلند وکلاه های پوست .احساس می کردم که غریبه نیست, آشناست همه این لحظات. بی اخیار به ایران رفتم به اولین کتابهای روسی که خوانده بودم خاطرم هست که با آنا کارنینا شروع کرده بودم تا اینکه دن آرام را یافتم که در کتابخانه مان بود. کتابی قطور و چهار جلدی به نویسندگی میخائیل شولوخوف و ترجمه زنده یاد به آذین
کتابی که برای نویسنده اش شهرت جهانی آفرید و نوبل ادبیات را به ارمغان آورد . نمی دانم در چه مدت تمامش کردم ,فکر کنم کمتر از یک ماه , ولی با آن زندگی کردم و تمام صحنه هایش را می دیدم و حالا من در سرزمین دن بودم با همان سرمایش و هر چه از بودنم می گذشت بیشتر هر آنچه را که خوانده بودم می فهمیدم حالا می دانستم یخبندان روسیه چیست و برش* چه مزه ای است وطعم گس ودکا در تابستان یعنی چه, با آنکه کنار دن نبودم ولی می توانستم صدای دخترکان آوازه خوان را کنار دنپر **بشنوم.

مدتی گذشت که به طور اتفاقی دیدم , یک شب تلویریون سریال دن آرام را پخش می کند , کلی تاسف خوردم که چرا از اول ندیدمش ,که تا همین چندی پیش , نزدیک سال نو میلادی بود که در یک فیلم فروشی دیدمش. مات و مبهوت نگاهش می کردم که دختر فروشنده با سئوالش مرا به خود آورد ,می پرسید کمکی می خواهید ؟ فیلم را از او خواستم , دو نسخه برایم آورد و در جواب تعجب من توضیح داد که نسخه قدیمی در دوران شوروی ساخته شده و دومی همین چند ماه پیش و من که نمی توانستم بر این تعارض دوگانه غلبه کنم هر دو را خریدم و در تعطیلات, کارم شد دیدن هر دو نسخه, که البته جدیدتر را به لحاظ نور و صدا و تصویر بیشتر پسندیدم

دن آرام جای توضیح ندارد باید خواندش یا اگر وقتش نیست دیدش تا به این شاهکار رئال پی برد. که چطور اینچنین منصفانه شما را به روسیه و مردمان منطفه دن می برد در اوج جنگ بین الملل اول و القلاب اکتبر ۱۹۱۷کتابی که همه تلخی ها و شادی های انسانی را به شما نشان می دهد.
چندی پیش شنیدم که ترجمه جدید دن از شاملو بزرگ هم به چاپ رسیده که با کمی جستجو توانستم چند پاراگراف آن را پیدا کنم باید بگویم قصد مقایسه ندارم . هر دو بزرگوار زحمت کشیدند و کار هر دو در خور احترام هست ولی با توجه به متن روسی , کار به آذین را بیشتر پستدیدم ولی باید گفت که بحث در این نیست. وقتی در این جا با توجه به تغییر زمان باز روی دن کار می کنند و سریال می سازند بیشتر من را به افسوس واداشت که چرا ما نباید از کلیدر خودمان سریالی ماندگار بسازیم تا آن را به جهانیان معرفی کنیم که به اعتقاد من اثری است ناب در حد دن. به هر حال خواندن این رمان جاودانه را به همه توصیه می کنم که کاریست زیبا . و به امید روزی که آثار بزرگ ما هم جهانی شود ...
*نوعی سوپ از کلم
**رود بزرگی در اکراین