|
نوشته های بابک طاهررفتار
|
چقدر زود می گذرد این زمان و چقدر حافظه تاریخی مان کدر تر می شود .انگار همین چندی پیش بود که او رفت و دنیای داستان نویسی ایران را با طرح ها و ایده هایش تنها گذاشت مثل علی حاتمی مثل شاملو ومثل ....
اولین بار همسایه هایش را خواندم وبعد داستانهای کوتاهش که به سختی گیر می آمد و وقتی مصاحبه اش را با خانم گلستان خواندم بی تاب درخت انجیر معابدش شدم تا نوشته اش کامل شود و چاپ شود و باز انتظار و انتظار که دیگر عجل او را مجالی نداد و خیلی از دوست دارانش را عزادار کرد...
براستی احمد محمود یکی از ارکان نویسندگی نوین ایران بود که تاثیر گذاریش بر نویسندگان جوان غیر قابل انکار است اما در عجبم چرا خیلی ها هنوز او را آنطور که باید نمی شناسند. نوسینده خطه جنوب که با داستانهایش شما را به آنجا می برد و شاید سالها با شخصیت هایش شما را درگیر می کند. مگر می شود که مدار صفر ارجه اش را خواند و از باران و مائده ونوذر غافل ماند یا خالد_ داستان یک شهرش را در جای جای ایران ندید...
او نویسنده ای حسی بود که با آمیختن فنون نویسندگی آثار زیبایی از خود به جا گذاشت.و شاید سالهل طول بکشد تا دوباره شاهد نویسنده ای با اعتبار کاری او باشیم.
می دانم که قدرش ندانستیم واین چیز تازه ای نیست در این زمین سوخته...
او غریب بود و غریبانه زیست و غریبانه رفت
دوازدهم مهر را به یادش گرامی می داریم.
روحش شاد.
چندی پیش که فرصتی شد و فیلم عروسک فرنگی را دیدم. باز به حال سینمای خودمان افسوس خوردم و بعد از دیدن فیلم زمستان است کاملا" مطمئن شدم که باید مطلبی در این مورد بنویسم...
در چند پست قبلی در همین وبلاگ با دیدن فیلم هایی از آثار بزرگ ادبیات روس امیدوار بودم که ای کاش ما هم می توانستیم آثار خودمان را به فیلم درآوریم ولی بعد از دیدن این دو فیلم که بر اساس دو اثر قوی از نویسنده ایتالیایی خانم آلبا دسس پدس و همتای ایرانیش محمود دولت آبادی بود کلا" از چنین پیشنهادی شرمسار شدم.
در این بحث نمی خواهم از دیدگاه سینمایی و عوامل به آن بپردازم.
عروسک فرنگی:
یک داستان خارجی بر اساس نوع دید نوسینده زن ایتالیایی همراه با چاشنی سکس درونی که در متن داستان نهفته است. حال این داستان خارجی در این فیلم ایرانی شده و هر چند که خسرو شکیبایی با بازی روان و فانتزیش می کوشد که حس شخصیت مرد داستان را به ما بدهد ولی یک جای کار می لنگد و آن عدم پرداخت به حس درونی که قبلا" اشاره کردم می باشد که معصومیت چهره و نگاه شیطنت بار پونه حاج محمدی هم نمی تواند کمکی به اصل داستان بکند .
مورد دوم باید به پایان اسف بار داستان اشاره کرد که کاملا" گویای در منگنه قرار گرفتن کارگردان است.
با همه اینها استفاده از هنرپیشه گان حرفه ای در این فیلم کمی آن را قابل تحمل کرده
است.
زمستان است:
شاید برایتان جالب باشد که بدانید اولین کاری که از دولت آبادی خواندم داستان بلند ی به نام سفر بود که قدرت توصیق این نویسنده من را بر آن داشت که کل آثارش را به خوانم حال چنین اثر زیبا و روانی به سلاخی رفته و از آن فیلمنامه ای بسیار ابتدایی به نام زمستان است در آمده با بازیگرانی غیر حرفه ای ....
این داستان هم مثل عروسک فرنگی بیشتر بر جوانب انسانی روابط انسانها تاکید دارد و عنصر سکس نقش غیر قابل انکاری در پیوند و روند کلی داستان دارد که باز هم بنا به دلایل آشکار کارگردان نمی تواند به آن بپردازد و موجب لطمه زدن به اثر می شود.
نکته تاریک دیگر این اثر نبود بازیگر حرفه ای است که کارگردان بنا به رسم معمول هیچ کوشش برای پر کردن این مولفه با دیگر عوامل ساختاری فیلم ندارد و صرفا" اسفاده از موسیقی علیزاده و صدای استاد شجریان آن هم با تلیق شعر اخوان ثالث بر متن دولت آبادی کمکی به اصل اثر نمی نماید.
در این بین تنها اثری که از روی کار یک نویسنده بزرگ در ایران ساخته شد و در کلیت داستان و فضای ذهنی نویسنده خللی وارد نکرده و با تکنیک قوی نویسنده فیلمنامه عنصر سکس درونی در آن حفظ شده می توان به فیلم ساحره از داود میر باقری اشاره کرد که بر اساس داستان عروسک پشت پرده صادق هدایت ساخته شد کمانکه همان دلایل آشکار برای پرداخت بیشتر به داستان باز دیده می شد ولی به طور کلی به داستان هدایت لطمه ای وارد نشد.
چندی قبل خبری خواندم که داریوش مهرجویی تصمیم به ساخت فیلم همسایه ها بر اساس رمانی به همین نام از احمد محمود دارد که از ته قلب آرزو کردم که چنین چیزی برآورده نشود چون مسلما" با توجه به داستان چیزی از آن باقی نمی ماند چون خود زنده یاد احمد محمود می گفت :"دلم برای همسایه ها خیلی می سوزد چون قبل از انقلاب به دلیل سیاسی بودن ممنوع چاپ بود و بعد از انقلاب به دلیل سکسی بودن"
ودر آخر باید بگویم که نمی دانم چه اصراری است که کارگردانان به دنبال اثری می روند که با توجه به شرایط حاضر پرداختن به آن غیر ممکن است چون همانطور که در بالا اشاره شد در هر چهار اثر فاکتور سکس و روابط عاشقانه در آن از ارکان داستان بودند که نپرداختن به آن لطمه شدیدی به کل اثر وارد می کند....