تبليغاتX
اینجا سرد است...
نوشته های بابک طاهررفتار
بعضی وقتها یک موضوعی انسان رو با خودش به دور دست ها می بره به گذشته ها و جالبه که این گذشته ها برای من همیشه با یک عطر درونی و آهنگ خاصی همراه است  و این حس هر از گاهی با توجه به موقعیتی برای من تکرار می شود مثل چند وقت پیش که در بخش رادیولوژی بودم و یک هفته از اون به طب هسته ای اختصاص داشت اولش غم گرفته بودم که دوباره فیزیک وفرمول بازی ها شروع شد ولی بعد از دو روز باید به بیمارستان مخصوصی می رفتیم بله مخصوص از این جهت که این بیمارستان فقط و فقط بعد از حادثه چرنوبیل و برای بازماندگان آن ساخته شده بود برای من دیوانه کننده بود دوباره به گذشته ها می رفتم و یاد صحبت های خانواده از چرنوبیل می افتادم و شاید این از حسن تحصیل در اکراین بود که  می توانستم با بیمارانی که بازمانده چرنوبیل بودند گقتگو داشته باشم. وارد بیمارستان که شدیم بر اساس قانون آنجا باید به بخش رادیوایزمتری می رفتیم تا میزان رادیو اکتیو ما اندازه گیری شود و این قانون برای همه بیماران و کارکنان الزامیست بعد به بخش رفتم و البته در این بین استادمان توضیح می داد که هنگام حادثه هیچ بیمارستانی در کیف آماده رسیدگی به این بیماران را نداشت و فقط یک بیمارستان ۲۰۰ تخته خوابی در مسکو مجهز بود که با خیل عظیم مصدومان هیچ بوده و بیمارانی که به کیف منتقل شده بودند در مرکز انکولوژی پروفسور لامونوسووا بستری شده بودند که با توجه به تخصصی نبودن این بیمارستان  می توان چهره مضطربو ترسان کارکنان بیمارستان را به خوبی تصور کرد و بعد از مدت کوتاهی این بیمارستان که امروز من در آن قدم می زنم آماده می شود  و هنوز بعد از بیست سال به درمان و مراقبت از این بیماران می پردازد واقعا" برای من هیجان برانگیز بود که با بازمانده ای از چرنوبیل صحبت کنم چون بنا به گفته استادم هر سال از آنها کمتر و کمتر می شود بعد از کارهای اولیه برای نوشتن کیس هیستوری(شرح حال بیمار) به  اتاقی رفتم مردی ۶۰-۶۵ ساله آنجا منتظرم بود وقتی اسم و سنش را پرسیدم اولین ضرب از پتک چرنوبیل به سرم خورد دیمیتری فقط ۵۱ سال داشت او یک آتش نشان بوده که در زمان حادثه کشیک شب بود و دقیقا" نیم ساعت پس از انفجار در محل حضور داشته  او با تاسف می گفت که آنها چیزی نمی دانستند و با لباس معمولی آتش نشانی به جنگ راکتور شماره ۴ رفتند وقتی از او می پرسم که او هم به قسمت فوقانی رفته بود یا پایین بوده اشکی در چشمانش حلقه می زند و با بغض می گوید:

"اون بچه هایی (منظور دوستانش هستند) که بالا رفتند حالا دیگه نیستن"

او مسئول آب رسانی بوده و در ۱۰متری مخزن به مدت ۵ ساعت در محل حضور داشته که در اینجا استاد از من می خواهد میزان رادیو اکتیو وارده رامحاسبه کنم که عدد ۱.۶ گری رانشان می دهد یعنی دوز مناسب برای بیماری و او تایید می کند که علایم اولیه بعد از ۴ ساعت ظاهر شدند و بعضی از دوستانش در همان روز اول فوت شدند او و خانواده اش ۲ روز در شهر می مانند چون سیستم وحشتناک امنیتی هیچ اخباری بروز نداده و تمام مردمی که آنجا زندگی می کردند در معرض مستقیم اشعه بوده اند وقتی او  بهوش می آید در کیف بوده و تازه از عمق فاجعه آگاه می شود و او تمام این سالها تاوان چرنوبیل را پس می دهد تاوانی که به مرگ هزاران انسان انجامید و برای او انواع بیماریها را در بر داشته که از آن بین نارسایی قلبی - تنفسی کوچکترینش می باشد

با او خداحافظی می کنم و چهره همه آن انسانهای مظلوم در ان شب بیست وششم آوریل را در ذهنم مجسم می کنم که چگونه با سرنوشت در گیر شدندراکتور شماره 4 نیروگاه چرنوبیل

در این جا از زبان روزنامه شرق به شرح حادثه می پردازم:

   • ماجرا از كجا شروع شد
    روز ۲۶ آوريل سال ۱۹۸۶ حادثه چرنوبيل به دليل وقوع در پشت «پرده آهنين» و پنهان كاري مقامات شوروي سابق به نگراني هاي بسياري دامن زد. انفجار در يكي از ۴ رآكتور مجتمع هسته اي چرنوبيل روي داد و دو روز پس از آن حادثه، ذرات راديواكتيو حتي در سوئد هم كشف شد. ولي مقامات شوروي سابق از قبول اينكه يك حادثه غيرعادي اتمي در كشور روي داده است خودداري مي كردند. مقامات سوئدي گفتند كه درصدد اعلام خطر رسمي به مقامات آژانس بين المللي انرژي اتمي هستند و به همين دليل مسكو ناگزير بيانيه اي رسمي و پنج خطي صادر كرد كه به اين شرح است: «حادثه اي در مجتمع هسته اي چرنوبيل اتفاق افتاده است. يكي از رآكتورهاي اتمي صدمه ديده است. اقدامات لازم براي از بين بردن اثرات حادثه انجام شده و به قربانيان حادثه كمك شده است و يك كميسيون دولتي نيز تعيين شده است.»
    ولي واقعيت اين بود كه واژه «صدمه» نمي توانست وخامت اين حادثه را كه در آن هسته مركزي رآكتور ذوب شده بود و قسمت گرافيت آن در آتش مي سوخت و ستون مواد راديواكتيو آن هزاران متر به آسمان مي رفت به طور كامل توصيف كند. بيانيه رسمي مقامات شوروي سابق تنها براي تعداد كمي از افراد در خارج اين كشور قابل استناد بود و اين در حالي بود كه مردم شوروي كه بيش از همه در معرض تشعشعات اتمي بودند، هيچ چيزي از اين حادثه نمي دانستند.
    دو هفته پس از اين ماجرا، تشعشعات هسته اي به مقدار زيادي فروكش كرد و تازه در اين زمان بود كه يوگني وليكوف فيزيكدان اتمي و يكي از مقامات شوروي سابق به تشريح ابعاد اين فاجعه پرداخت. وليكوف گفت: «تا به حال احتمال وقوع واقعه اي فاجعه آميز وجود داشت، مقدار زيادي از سوخت هسته اي و گرافيت در رآكتور در حالت افروختگي قرار داشت.» عدم آگاهي مردم روسيه و عملكرد ديرهنگام دولت موجب شد كه ۳۶ ساعت پس از وقوع حادثه تنها ۴۹ هزار نفر از پريفيات تخليه شوند. در سال ۱۹۸۶ تعداد كل افراد تخليه شده از شعاع ۳۰ كيلومتري رآكتور به ۱۱۶ هزار نفر رسيد و در سال هاي بعد حدود ۲۲۰ هزار نفر از منطقه تخليه شده بودند. اين در حالي است كه تعداد افراد ساكن در مناطق آلوده شده در بلاروس، روسيه و اوكراين بين ۵ تا ۸ ميليون نفر بود. مردم ساكن در پريفيات، شهري كه براي سكونت كاركنان چرنوبيل و خانواده هايشان در دو كيلومتري نيروگاه ساخته شده بود همچنان به زندگي عادي خود ادامه مي دادند. طبق آمار رسمي ۱۶ مراسم ازدواج در آن روز برگزار شد و افراد زيادي نيز براي گردش در هواي بهاري خانه هاي خود را ترك كرده بودند. شهر پريفيات اولين بار ۳۶ ساعت پس از حادثه تخليه شد و تخليه روستاهاي اطراف نيز هفته ها طول كشيد. در پايتخت اوكراين نيز ۵ روز پس از حادثه مردم بي خبر از اينكه در معرض خطر تشعشعات قرار دارند شروع به برگزاري مراسم رژه ماه مه كردند. پنهان كاري هاي مقامات روس موجب شده بود كه ماهواره هاي جاسوسي آمريكا كه چرنوبيل را زيرنظر داشتند تنها منبع اطلاعاتي در خارج از شوروي باشند. طبق اعلام اين منبع، ميزان تلفات حدود ۲ هزار نفر گزارش شده بود. كل كاركنان مجتمع حدود ۴ هزار نفر بودند. مقامات آمريكايي و نيز شبكه تلويزيوني آمريكايي سي بي اس نيز خبر دادند كه رآكتور ديگري در معرض خطر قرار گرفته است. البته اين موضوع حقيقت نداشت چرا كه امدادگران در روز اول سانحه از گسترش آتش به سومين رآكتور جلوگيري كرده بودند. كارشناسان از احتمال افزايش سطح تشعشعات هسته اي نگران بودند. همچنين ممكن بود هسته مركزي ذوب شده، قسمت پايه رآكتور را هم ذوب كند يا بخش پايه رآكتور فرو ريزد و در نتيجه تماس هسته ذوب شده يا مخزن آبي كه در بخش پايين رآكتور قرار داشت انفجار ديگري صورت پذيرد. به نظر مي رسيد انفجار دوم قوي تر از انفجار اول باشد و هسته مركزي ذوب شده به سطح زمين برسد و در نتيجه منابع آب زيرزميني شهر كي يف آلوده شود. به همين دليل به رغم تشعشعات اتمي، گروهي از امدادگران به محل حادثه رفتند تا از آتش سوزي با آب و نيتروژن مايع جلوگيري كند. با كمك هليكوپتر نيز شن و برگ خشك روي رآكتور ريخته شد. عده اي در مخزن آب پايين رآكتور شنا كردند و دريچه تخليه آب را باز كردند و سپس سطح بيروني رآكتور با بتون و فولادپوشانده شد. خوشبختانه هيچ انفجار ديگري صورت نگرفت، اما مسئولان ارشد چرنوبيل به خاطر تخطي از اصول ايمني مقصر شناخته شده و زنداني شدند. هم اكنون كه ۲۰ سال از اين حادثه مي گذرد كارشناسان اعلام كرده اند مشكل اصلي كه به حادثه چرنوبيل منتهي شد طرح معيوب رآكتور بوده است. نمایی از شهر متروک پرپیات در نزدیکی نیروگاه چرنوبیل

ميخائيل گورباچف رهبر شوروي ۱۷ روز بعد از طريق تلويزيون به توضيح در مورد اين حادثه پرداخت و نيروگاه را به دليل سهل انگاري در استفاده از رآكتور اتمي مقصر شناخت. وي هم اكنون كه ۲۰ سال از اين ماجرا مي گذرد دوباره به اظهارنظر پرداخته و اين حادثه را عامل مهمي در فروپاشي شوروي سابق دانسته است. وي اعتراف مي كند كه تاثير چرنوبيل بر فروپاشي شوروي بسيار بيشتر از پروستريكا بود و ۵ سال قبل از فروپاشي شوروي، مقدمات آن را فراهم كرد. چرا كه مردم و به خصوص آلوده شدگان و به ويژه كودكان به دليل نداشتن اطلاعات و امكانات از دولت حاكم متنفر شده بودند.
    در حال حاضر در روسيه۱۱ رآكتور از اين نوع در دست استفاده هستند و نقطه ضعف آنها هم نداشتن سرپوش ايمني در سقف رآكتور است.

یاد همه قربانین گرامی باد.

+ نوشته شده در  Mon 10 Nov 2008ساعت 0:52 AM  توسط بابک  |